X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

نازنین وطن
۩۞۩ اَلـلّـهُـمَّ صَـلِّ عـَلـی مُـحَـمَّـد وَ آل مُـحـَمَّـد و عَجِّل فَرَجَهُم ۩۞۩

ولایت یعنى تنها على را حاکم گرفتن و تنها او را دوست داشتن و این ولایت و سرپرستى است که معاویه و احمد حنبل و جرج جرداق و و و از آن بهره‏اى ندارند، که حاکم در درون آنها و محرک در وجود آنها امر على و دستور على نیست؛ که هواها و حرف‏ها و جلوه‏ها در آنها حکومت دارند.
معاویه گر چه على را دوست دارد، ولى سلطنت را بیشتر از على‏ خواهان است و دوستدار آن است.
و احمد حنبل گر چه براى على شعر مى‏سراید اما حکومت دیگرى را به عهده دارد.
و جرج جرداق گر چه از على مى‏نویسد، اما براى على نمى‏نویسد؛ که محرکى دیگر دارد و عاطفه‏اى فقط او را به چرخ انداخته است.
اما مالک؟
این مالک است که ولایت على را به عهده دارد و این بار گران را به آسانى مى‏کشد.
مالک چند سال براى نابودى معاویه رنج کشیده و کوشش کرده است.
خویش و فامیل و قبیله‏اش را به خون کشیده، شب‏ها و روزها را بر روى لبه‏ى تیغ و سرِ نیزه‏ها گذرانده و شمشیر زده و شمشیر زده تا این که لشگر شام را عقب رانده و معاویه را به حرکت وادار کرده و در بیرون از خیمه آماده‏ى فرار نموده، هان چیزى نمانده تا این بت بزرگ بشکند و این طاغوت سرکش بمیرد و یا فرارى شود و مالک به هدف نهایى، به پیروزى محبوب دست بیابد و در میان قومش و در میان تمام مردم به بزرگى معرفى شود و بر رقیب خودش، اشعث و بر قبیله‏ى رقیبش، کِنده، پیروز شود.
درست در این هنگام، در این هنگام، على او را میخواند، على او را مى‏طلبد. على مى‏گوید که برگردد واو بدون تامل بر می گردد.
(برگرفته از کتاب غدیر استادصفائی)
[ دوشنبه 8 آبان‌ماه سال 1391 ] [ 05:27 ب.ظ ] [ ندا ]
آخرین مطالب
لینک دوستان
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 59652
اوقات شرعی
ساعت فلش مذهبی