نازنین وطن
۩۞۩ اَلـلّـهُـمَّ صَـلِّ عـَلـی مُـحَـمَّـد وَ آل مُـحـَمَّـد و عَجِّل فَرَجَهُم ۩۞۩


 

 

 شرح این دیدار را در وبلاگ مشکات خواندم  . کمی طولانی است اما فکر می کنم  خواندن آن خالی از لطف نباشد.  ...



برگرفته از meshkat.blog.ir

خاطره ای جذاب و عبرت آموز از رهبر معظم انقلاب

صبح کریسمس در منزل شهید مانوکیان


ادامه مطلب
[ یکشنبه 21 آبان‌ماه سال 1391 ] [ 09:40 ب.ظ ] [ ندا ]

 

 

هان! ای مردمان! علی را برتر بدانید، که او برترین انسان از زن و مرد بعد از من است…. هرکه با او بستیزد و بر ولایتش گردن ننهد نفرین و خشم من بر او باد.  

(خطبه ی غدیریه)


ادامه مطلب
[ یکشنبه 14 آبان‌ماه سال 1391 ] [ 01:10 ب.ظ ] [ ندا ]

 

 

""آیت‌الله العظمی بهجت می‌فرمود: لازم نیست حوائج خود را در محضر امام بشمرید. حضرت می‌دانند، مبالغه در دعاها نکنید! زیارت قلبی باشد. امام رضا علیه‌السلام به کسی فرمودند: از بعضی گریه‌ها ناراحت هستم!""

سلام

در آستانه عید مبارک غدیر هستیم و امسال من هم در جمع عاشقان حضرت امام رضا (ع) خواهم بود .اول از همه می خواهم پیشاپیش عید غدیر را تبریک  بگم و بعد هم می خواهم  برای اونهایی که مثل من به زیارت آقا میروند یه توصیه اخلاقی از آیت الله بهجت بنویسم که شاید در زیارت آقا به یاد ماهم باشند.

توصیه‌های حضرت آیت‌الله العظمی محمدتقی بهجت‌(ره) را از کتاب «برگی از دفتر آفتاب» در باب زیارت این امام همام ذکر می کنیم تا ان‌شاءالله سفری پربار و معنوی برای زائران رقم بخورد.  

...


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه 9 آبان‌ماه سال 1391 ] [ 03:34 ق.ظ ] [ ندا ]

ولایت یعنى تنها على را حاکم گرفتن و تنها او را دوست داشتن و این ولایت و سرپرستى است که معاویه و احمد حنبل و جرج جرداق و و و از آن بهره‏اى ندارند، که حاکم در درون آنها و محرک در وجود آنها امر على و دستور على نیست؛ که هواها و حرف‏ها و جلوه‏ها در آنها حکومت دارند.
معاویه گر چه على را دوست دارد، ولى سلطنت را بیشتر از على‏ خواهان است و دوستدار آن است.
و احمد حنبل گر چه براى على شعر مى‏سراید اما حکومت دیگرى را به عهده دارد.
و جرج جرداق گر چه از على مى‏نویسد، اما براى على نمى‏نویسد؛ که محرکى دیگر دارد و عاطفه‏اى فقط او را به چرخ انداخته است.
اما مالک؟
این مالک است که ولایت على را به عهده دارد و این بار گران را به آسانى مى‏کشد.
مالک چند سال براى نابودى معاویه رنج کشیده و کوشش کرده است.
خویش و فامیل و قبیله‏اش را به خون کشیده، شب‏ها و روزها را بر روى لبه‏ى تیغ و سرِ نیزه‏ها گذرانده و شمشیر زده و شمشیر زده تا این که لشگر شام را عقب رانده و معاویه را به حرکت وادار کرده و در بیرون از خیمه آماده‏ى فرار نموده، هان چیزى نمانده تا این بت بزرگ بشکند و این طاغوت سرکش بمیرد و یا فرارى شود و مالک به هدف نهایى، به پیروزى محبوب دست بیابد و در میان قومش و در میان تمام مردم به بزرگى معرفى شود و بر رقیب خودش، اشعث و بر قبیله‏ى رقیبش، کِنده، پیروز شود.
درست در این هنگام، در این هنگام، على او را میخواند، على او را مى‏طلبد. على مى‏گوید که برگردد واو بدون تامل بر می گردد.
(برگرفته از کتاب غدیر استادصفائی)
[ دوشنبه 8 آبان‌ماه سال 1391 ] [ 05:27 ب.ظ ] [ ندا ]

  

 

دیگر زمین هیچ وقت چنین مجلس ذکری به خود نخواهد دید
و آسمان هیچ وقت چنین مناجاتی نخواهد شنید
حتی وقتی که آقا بیاید...تو دعا بخوانی و زینب گریه کند
دو امام معصوم‌، عباس، علی اکبر؛ قاسم، عبدالله... با تو زمزمه کنند
رباب، دخترش را کنار دست نشانده باشد و شیرخواره اش را در آغوش کشیده باشد و هم نوای تو اشک بریزد....دیگر هیچ وقت هیچ وقت تکرار نمی شود... گفتی الحمد لله الذی لیس لقضائه دافع خدایا! من با پای خودم آمده ام که ذبح عظیم تو باشم نکند بلاهای کربلا را از من دفع کنی ...


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 4 آبان‌ماه سال 1391 ] [ 01:06 ق.ظ ] [ ندا ]
آخرین مطالب
لینک دوستان
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 59510
اوقات شرعی
ساعت فلش مذهبی